روز مادر و تولد خاله پریسا و تلاش آرتین واسه ایستادن و کلی عکس از قدیما
روز مادر امسال که متفاوت تر از همیشه بود و توی این 5 سال زندگی مشترکم با بابای آرتین که هر سال روز زن یه روز خاص بوووود امسال بهترین هدیه ای که میشه واسه یه زن تصور کرد رو داشتم و اون تو بودی شاهزاده ی زیبای من "آرتین"
بله امسال با بودن تو حس زیبای مادرانه در وجودم موج میزد و راستی راستی مادر بودم
ممنون که آمدي,ممنون که وجودم را پر از عشق کردي,ممنون که نفس هايت را با نفس هايم هم نفس کردي,ممنونم...ممنونم که هستي و کنارم خواهي بود, براي بودنت بارها و بارها ممنونم...و بارها و بارها شکر ميکنم,با هر نفس عشقت را حس ميکنم,با هر تپش محبتت در رگهايم جاري ميشود,آرتينم ممنون که آمدي...
بابای مهربون آرتین روز مادر با یه شاخه گل منو سوپرایز کرد (که یادش بوددددددددد) و قول داده که کادو ی روز زن رو چند هفته دیگه بده ... و ما فعلا منتظریم ببینیم کادوی ایشون چیههههههههههههه
این شاخه گلیه که عشقم واسم توی اولین روز مادر بهم داد

اینم شازده کوچولوی من تو روز مادر




پنج شنبه گذشته 12م اردیبهشت خونه خاله پریسا دعوت بودیم و ما چون میدونستیم 10م اردیبهشت تولد خاله پریسا بوده با یه کیک نا قابل سوپرایزش کردیم

اینم عکسهای اون روز + غذاهای خوشمزه ای که خاله زحمت کشیده بود
آرتینم

اینم غذاهااااااا



روز جمعه جاتون خالی با دوستامون رفتیم باغ شازده کرمان و حسابی خوش گذروندیم
آرتین در حال خوردن کاور دوربین

من و آرتین که آرتین بعد از ناهار لم دادهههههههههه حسابی

اینم بابا و آرتین

آرتین و ثنا

آرتین و پرگل
آرتین و شایان
اینجا هم دختر ها دست از سر پسرم بر نمیدارننننننننننن
اینم یه عکس دسته جمعی که خاله صفورا و عمو مهران و شایان جاشون خالیهههه

***********
آرتینم چند وقتیه تلاش میکنه تا بایسته اینم مدرکش



تازه اینجا آرتین اول خیارشو که روی مبل بود برداشت از دستش افتاد و بعد تونست بدون نشستن خیارشو بردارهههههههههه




تازگی ها راه رفتن به پشت مبلهارو هم یاد گرفته این وروجک مامان

پسرم علاقه خاصی به اشپزخونه هایی داره که یکم بالاتر از سطح هال هستن و خیلی راحت ازشون بالا میره




تصمیم داشتم واسه آرتین آش دندونی درست کنم ولی چون اینقدر دست دست کردم و دیگه خیلی دیر شد جاتون خالی دیشب 16 م اردیبهشت آش رشته درست کردیم با کمک خاله پریسا و خاله پردیس...
![]()
آرتین داره یه دندون قند میخوره از قندون
فرشته ای مهربون آورد براش یه دندون
آش بخورید نوش جون...آش دندون آرتین جون
اینم عکس آش

آرتین هم که میخواست نقشی داشته باشه تو شستن سبزی ها کمک کرد

اینم آخر و عاقبتش ...
اینم عکسهایی که خاله پردیس از آرتین گرفته بود و الان بدستم رسونده به ترتیب ماه
مهر 1391 (آرتین حدود 2 ماهه) کافی شاپ بانوان

آذر 1391 (آرتین حدود 4 ماهه) مطب عمو محمد


فروردین 1392 (آرتین حدود 6 ماهه) روز دندانپزشک


اردیبهشت 1392 (خونه خاله پردیس و دوچرخه سواری آرتین)

اردیبهشت 1392 (تراس خونمون )


اووووووووووووووووووووووووووووووووووووه چقدر نوشتم پاشم برم بخوابم فردا مهمون دارممممممم
ساعت 2:26 دقیقه بامداد روز چهارشنبه 18 اردیبهشت
پی نوشت : شاهزاده زیبای من خیلی دوستت دارم و تو یه روز دیگه 9 ماهت تموم میشه و میری توی دهمین ماه زندگیت

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم









روز مادر و تولد خاله پریسا و تلاش آرتین واسه ایستادن و کلی عکس از قدیما
